خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





صـبـح چنـدان دور نیست ...

    باید از محشر گذشت 

    لجن زاری که من دیدم سزای صخره هاست ، 

    گوهر روشن دل از کان و جهانی دیگر است ،

    عذر میخواهم پری ...

    عذر میخواهم پری ...

    من نمیگنجم در آن چشمان تنگ ، 

    با دل من آسمانها نیز تنگی میکنند ، 

    روی جنگلها نمی آیم فرود ،

    شاخه زلفی گو مباش ، 

    آب دریا ها کفاف تشنه این درد نیست ،

    بره هایت میدوند ،

    جوی باریک عزیزم راه خود گیرو برو ...

    یک شب مهتابی از این تنگنای بر فراز کوها پر میزنم، 

    میگذارم میروم ،

    ناله خود میبرم ،

    دردسر کم میکنم ... 

    چشمهائی خیره می پاید مرا،

    غرش تمساح می آید بگوش ،

    کبر فرعونی و سحر سامریست ،

    دست موسی و محمد با من است ،

    میروی ، وعده آنجا که با هم روز شب را آشتیست ،

    صـبـح چنـدان دور نیست ... 


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    صـبـح چنـدان دور نیست ...

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده