خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





**دنیــا به وسعت قفســی تنگ می شـــــود** وقتـــی دلت برای کســـی تنگ می شــود**

    دنیــا به وسعت قفســی تنگ می شـــــود

    وقتـــی دلت برای کســـی تنگ می شــود

    وقتــــی رسیــده ای تهِ  بن بست زندگـــی

    یا گیـــــر کرده ای به دو تا دست زندگــــی

     

    داری کشیده می شـــوی از سرنوشت ها

    مثــــل دوباره رانـــده شـــدن از بهشت ها

    جا می گذاری از همــــه ی عمـــر یک اثـر

    چیــــزی شبیــه خاطــره ، اما خلاصـــه تر

     

    یک ردّ پای محــــو کـــه یعنـــی تو بوده ای

    که سعـی کن ، دوباره ، از این خواب بد بپر

    دارم از آخریـــن نفســــم حرف می زنــــم

    از انتهــــای کوچـــه ی تاریـک ، یک نفـــــر

     

    رد می شود ، شبیــه من از چشم های تو

    در فکــر پر کشیــدن ازاین شهــر کور و کر

    من هیــچ چیز از تو به جز " تو " نخواستـم

    دست مرا بگیـــر و از این زندگــــــی ببــــر


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    **دنیــا به وسعت قفســی تنگ می شـــــود** وقتـــی دلت برای کســـی تنگ می شــود**

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده